نیستـــــــــــــم؟؟؟!

من به اَندازه ی یک "خاطره" آیا نیستم؟
هستم...اِنگار نه اِنگار، که گویا نیستم
خاطراتم همه در دفتر مَشقت خط خورد
خط خطی های تو خط زد نَفَسم را...نیستم!
حال موج از مَنِ بی تاب چرا خوب تر است؟
در اَلفبای تو حتّی "هایِ" تنها نیستم
صخره فهمید که او از همه جا دلگیر است
کاش قَدری تو بفهمی، که شکیبا نیستم
نقش صد خاطره شد سیلی هر موج به سنگ
من به اندازه ی آن سیلی دریا نیستم؟!
باش و بر هستی من عطر گُل یاس بپاش
تو نباشی من مجنون، جانِ لیلا، نیستم...













